تمامی مطالب موجود در این سامانه از وب سایت های دیگر و بدون دخالت انسانی جمع آوری شده , لذا تمام مسئولیت آنها بر عهده وب سایت منبع میباشد. مطالب مغایر با قوانین جمهوری اسلامی ایران را از طریق بخش تماس با ما به ما اعلام کنید.


ورود به کانال تلگرام


 

ازدور ایام شیرین زندگی
مانده ست یادگار
آن چشم های غمزده 
همچون شبق سیاه 
از دور ایام شیرین زندگی
میگویدم سخن 
لب های بسته اش 
با دلشکستگی 
من با خیال سرگشته 
از آن لحظه های خوب 
دور از صدای خنده ها و 
گم در میان دود 
به او گوش میکنم
جانم به یاد آن خاطر کبود 
مدهوش میکنم 
کوله باری به روی دوش 
تا قصه های بی مرز و خط او 
پرواز میکنم 
پرواز میکنم تا بیابم نشان از او
شاید که باز بیاید
صدای او 
پرواز میکنم 
که تا بالم توانش هست 
از خستگی های کنونم
گ

ادامه مطلب  

یا حسین(ع)  

  خورشید قطره ، قطره  مس ناب  می گریست پروانه   و   کبوتر   و    شبتاب     می گریست آن  شب  به  بام  فاجعه  مهتاب  می گریست شب    بر    فراز    دربدر   خواب  می گریست                بر   دشت    نینوا    کف    خون   ریز  کربلا                بر  خنجر   و    شقاوت     لب   تیز    کربلا                 بر دوش  لحظه های   عطش   خیز   کربلا                 زینب  به  یاد  اصغر   بیتاب   می گریست فریاد   و    درد    بر  شده    در   ب

ادامه مطلب  

خدا نکرده نبینم غریب و غمزده باشی!  

خدا نکرده نبینم غریب و غمزده باشی
غزل ! بخند که آتش به جان غم زده باشی
 
درون بوم خیالت بگو چه میکشی آخر ؟!
خدا کند که دو تا شاپری قلم زده باشی
 
پیمبران دهِ ما هزار معجزه دارند
تو هم برقص که افسانه ای رقم زده باشی !
 
ستاره های شناور ، نمیخزند به دریا
اگر که ساحلِ شب را شما قدم زده باشی !
 
چه شور و جامه درانی به گوش میرسد از شهر
بلا ترین ! نکند شهر را به هم زده باشی !
 
به کلبه ات ببر این کاجِ پیرِ جنگل غم را
خدا کند که تبر را به ریشه ام زده باشی ...
 
#مه

ادامه مطلب  

 

هر موی توام گر چو صبا محرم راز استبا سلسله موی تو ام قصه دراز است
باز امشبم از بوی تو پر گشته سماوات"المنه لله که در  میکده باز است"
عشق من درویش کجا و سر کویت؟صد شکر که سودای تو درویش نواز است
تا نام تو آمد ز گلویم به تشهدصد مفتی و شیخ و ثقه مشغول نماز است
مستانه و شوریده و سرمستم و مجنونآه از شرر عشق تو که شعبده باز است
با موی تراشیده به کویت شده محرماین غمزده دریاب که مشغول نیاز است
11/5/95

ادامه مطلب  

بگذار  

بگذار لبم بسته وخاموش بمانداین بغض گره خورده فراموش بماند
مگذار که اسرار نهان فاش کنم منبگذار دگرباره فراموش بماند
هر لحظه به یاد تو دل غمزده خون شدبگذار که یاد تو در اغوش بماند
هر چند که سنگین و گران است ولیکنبگذار مرا بار تو بر دوش بماند

ادامه مطلب  

حدیث روز/ یک پاداش زیارت امام حسین علیه‌السلام  

 امام حسین علیه‌السلام: سزاوار است غمزده‌ای به زیارت من نیاید، مگر این که خداوند او را خوشحال نزد خانواده‌اش بازگرداند.

  

 امام جعفر صادق علیه‌السلام نقل می‌فرماید که امام حسین علیه‌السلام فرمود: من کشته اشک هستم. درحالی شهید شدم که اندوهگین بودم. و سزاوار است غمزده‌ای به زیارت من نیاید، مگر این که خداوند او را خوشحال نزد خانواده اش بازگرداند. متن حدیث: عن ابی عبدالله علیه‌السلام قال: قال الحسین علیه‌السلام: انا قتیل العبره قتلت

ادامه مطلب  

از حال دلت بی خبرم  

از حال دلت بی خبرم ، با خبرم کن رحمی به منِ غمزده و چشم ترم کن
ای بیخبر از من تو کجایی تو کجایی؟دیوانه ام و رحم به شوریده سرم کن
با یاد تو هر شب من و دل مسئله داریماز خواب برو یا که بمان و سحرم کن
این زندگی ام بی تو نیارزد به پَرکاهیا اینکه بکُش یا که بیا پُر ثمرم کن
من یک تنه ی خشک درختم تو نباشی با دست خودت بیا ... فدای تبرم کن
من شاعر چشمان تو ام عشق زمینییا این هنرم بگیر و یا با هنرم کن
این خواهش آخربه تو ای سنگ صبورم با دست خودت راهی آخر سفرم کن
جو

ادامه مطلب  

دلنشينانه  

‍ ‍ مرموز و خودسرانه در ویرانه های افکار پریشانم پرسه میزنیبس نیست؟!؟!تاراج قلب و روحم سیرابت نکرد که اینگونه بی رحمانه در کوچه پس کوچه های غمزده شبهای متروکم میتازانی؟!؟!خوب نگاه کن..از من چه مانده؟!؟!تن یخ زده احساسات زخمی ام در عمیق ترین گودالهای فراموشی به خاک مرگ سپرده شده...مرا با تمام غربتم به ابدیت بسپار...از من تنها سایه شومی از تمام آنچه بودم به یادگار گذاشتی..
 فهیمه صفری

ادامه مطلب  

شکر می ریزد  

چون شکردان ز لبان تو شکر می ریزد
از زبانت همه جا در و گهر می ریزد
شک ندارم که تو از اهل بهشتی جانا
چون که از کیسه ی تو یکسره زر می ریزد
چون بزرگان به من غمزده احسان داری
از صدای نفست شور و دگر می ریزد
از نگاهت که ندیدم نفسی چاق کند
ای که از قامت تو علم و هنر می ریزد
گر چه حاتم صفتی پیر مغان می داند
از لسان تو درین خیمه نظر می ریزد
هوش سرشار تو را موش ندارد بخدا
از جمالت اخوی نور قمر می ریزد
حیف تو که شده ای همنفس همچو منی
از تویی که زدلت عاطفه بر می خی

ادامه مطلب  

عمری است که می بازم و یک برد ندارم / اما چه کنم عاشق این کهنه قمارم  

ای که بغضی و نداری سر بشکستن ها 
حاصل رنج منی زان همه دل بستن ها 
ای که با هر که نشستی به جنونش دادی 
چه نصیبم شده از پای تو بنشستن ها!  
حاصل عمر من خسته ی دل افسرده 
همه شد عهد و وفا وز تو همه رستن ها 
تا بیایی و بگویی ، دل من شاد کنی 
تا بخندی و روی ... وای ازین رفتن ها!  
همه من سادگی است و همه تو رندی و باز
همه من غمزده از تو... تو و دل بستن ها 
همه من ماتم و من ماتم و من ماتم ها 
همه تو سردی و تو چشم به من بستن ها 
من و یاس دل و احساس و غرورم پر پر 
تو چ

ادامه مطلب  

دل به دامِ تو اسیر است، زمینگیرش کن  

دل به دامِ تو اسیر است، زمینگیرش کنزلف بگشای و به یک حلقه به زنجیرش کن
بی تو غم آمد و از تاب و توانم انداختآهوی غمزده را ناز کن و شیرش کن
خواب دیدم که در آغوشِ منی، غنچه شکفتبوی یاس از همه جا سر زده، تعبیرش کن
خواب دیدم که غمِ عشق جوانی‌ست رشیدپرده بردار از این آینه و پیرش کن
در دلم شعله‌زنان جامِ غزل می‌جوشدآفتابی‌ست در این میکده، تکثیرش کن
گفتم از عشق بگویم، دهنم باز نشدما نگفتیم، نگفتیم، تو تصویرش کن
جویا_معروفی

ادامه مطلب  

 

همین حالا با چشم های خیس از خواب پریده ام! با موها و گردن و بالش خیس!  چرا همه داشتند می رفتند؟ چرا انقدر تاریک بود؟ چرا من آنهمه لاغر و غمزده بودم؟ سرد بود.علی نبود. می رقصیدم. چقدر بزرگ بودند آدمها در خوابم. همه داشتند غذا می خوردند. هیچ کدامشان را نمی شناختم با اینکه دقیقا می دانستم کیستند. به هرچیزی نگاه می کردم نیست می شد و محو. ترسیده بودم. واااای....
گله ی رمیده تا به حال دیده اید؟ کابوس های خوابهای من انگار.

ادامه مطلب  

دوش می‌آمد و رخساره برافروخته بود  

 
دوش می‌آمد و رخساره برافروخته بودتا کجا باز دل غمزده‌ای سوخته بودرسم عاشق کشی و شیوه شهرآشوبیجامه‌ای بود که بر قامت او دوخته بودجان عشاق سپند رخ خود می‌دانستو آتش چهره بدین کار برافروخته بودگر چه می‌گفت که زارت بکشم می‌دیدمکه نهانش نظری با من دلسوخته بودکفر زلفش ره دین می‌زد و آن سنگین دلدر پی اش مشعلی از چهره برافروخته بوددل بسی خون به کف آورد ولی دیده بریختالله الله که تلف کرد و که اندوخته بودیار مفروش به دنیا که بسی سود نکردآن که ی

ادامه مطلب  

 

 
آبچلیک تک‌زی (نام علمی: Tringa solitaria) یکی از گونه‌های آبچلیک است. این پزنده درشت‌تر و چاق‌تر از آبچلیک خالدار و آبچلیک آوازخوان است و به‌هنگام پرواز، به‌واسطهٔ سیاهی زیر بال‌هایش به آسانی از آبچلیک خالدار که زیر بال‌هایش سفید مایل به نخودی است تشخیص داده می‌شود. سطح پشتی پرنده تقریباً سیاه‌رنگ است که تضاد شدیدی با سفیدی درخشان دمگاه، قسمت عمده دم و سطح شکمی دارد. گردن و سینه‌ٔ آبچلیک تک‌زی، به‌ویژه در طرفین، دارای رگه‌رگه‌های ق

ادامه مطلب  

ترانه شب تنهايي  

دلتنگی هایم را گفتمبا سایه های روی دیواردر سكوت ماوای بی یاربی هیچ آوائی جز تمنای تو دلدارنغمه های دلدادگی را نوشتمبا قلمی كه به شوق تو استجوهرش رنگ دلدادگی ام داردسرخ چو خونم كه برای تو استسبز چون دلم كه به شوق تو استسپید چو عشق كه همه ز تو استشعرهایم می سرایند تو رامی شنوی صدای قلبم را؟رسم كرده ام خاطره های چون رویا رانقش ها زده اند تصاویر تو رابه سجده آغوشت نشسته امطواف هفت گانه وجودت زده امعشق را آوا زنمتو را نوا زنمساز و سوز عشقم توئیآو

ادامه مطلب  

افشین افشون  

ای نسیم سحر آرامگه یار کجاست منزل ان مه عاشق کش عیار کجاستشب تار است و ره وادی ایمن در پیشآتش طور کجا موعد دیدار کجاست هر که آمد به جهان نقش خرابی دارددر خرابات بگویید که هشیار کجاستآن کس است اهل بشارت که اشارت داندنکته ها هست بسی محرم اسرار کجاستهر سر موی مرا با تو هزاران کار است ما کجاییم و ملامتگر بیکار کجاستعقل دیوانه شد آن سلسله مشکین کو دل زما گوشه گرفت ابروی دلدار کجاست باز پرسید ز گیسوی شکن در شکنشکه این دل غمزده سرگشته گرفتار کجاستح

ادامه مطلب  

بیوگرافی و زندگی نامه هایده  

معصومه دده بالا با نام هنری هایده (زادهٔ ۲۱ فروردین ۱۳۲۱ در تهران – درگذشتهٔ ۳۰ دی ۱۳۶۸ در
سان فرانسیسکو) خوانندهٔ مشهور موسیقی سنتی و پاپ ایرانی است. هایده دارای صدای کنترآلتو بود
و بیش از دو دهه فعالیت در اجرای آواز و ترانه‌های ایرانی داشت.
زندگی
هایده که نام اصلی او معصومه دده بالا است، در تهران متولد شد. پدر وی محمد دده بالا و مادرش زینت بلغاری بودند. هایده در ابتدا به‌واسطهٔ صدای توانمند، اپرایی و آلتو اش و سپس با پالودن صدایش به واسطهٔ

ادامه مطلب  

 

 
پاییز باشد ...
روز جمعه باشد ...
هوا از آنسوی پنجره ی آپارتمان ابری و غمزده باشد ...
و چقدر سخت است کسی که دوستش داری در این شهر باشد و تو نتوانی
دستهای یخ زده ات را در جیبهایش فرو کنی و نگران سرما نباشی ...
.
.
.
 
من امروز جیبهایت را میخواستم...
سرانگشتهایم یخ زده اند ...
دلم تنگ شده برای قدم زدن در هوای سرد تمام کوچه پس کوچه های این 
شهر که با تو قدم نزده ام ...
دلم تنگ شده برای چای های قند پهلویی که با تو ننوشیده ام ...
دلم تنگ شده برای تمام خیابانهای خیسی

ادامه مطلب  

عادت مي كنيم؟!  

غروب دلگیر بیمارستان است؛ از اینجا كه من نشسته ام كوه روی رگه ی خاكستری افق، سرد و غمزده و خاك آلود گویی در پایان جهان ایستاده است؛ به قطره های بی عجله ی سرم نگاه می كنم كه راهشان را به دست های مادرم باز می كنند؛ ما كه عادت كرده ایم؛ این جمله ای است كه از ذهنم می گذرد؛ آیا عادت كرده گی اهمیت چیزها را تغییر می دهد؟ آیا دیدن رنج های مادرم كه عادت ما شده است خلق و خویی دیگر برای ما ساخته است؟ مادر چشم هایش را بست، آخرین قرص بعد از ظهرش را خورد و من از

ادامه مطلب  

ای نسیم سحر آرامگه یار کجاست  

ای نسیم سحر آرامگه یار کجاست  منزل آن مه عاشق کش عیار کجاست 
شب تار است و ره وادی ایمن در پیش  آتش طور کجا موعد دیدار کجاست 
هر که آمد به جهان نقش خرابی دارد  در خرابات بگویید که هشیار کجاست 
آن کس است اهل بشارت که اشارت داند  نکته‌ها هست بسی محرم اسرار کجاست 
هر سر موی مرا با تو هزاران کار است  ما کجاییم و ملامت گر بی‌کار کجاست 
بازپرسید ز گیسوی شکن در شکنش  کاین دل غمزده سرگشته گرفتار کجاست 
عقل دیوانه شد آن سلسله مشکین کو  دل ز ما گوشه گرف

ادامه مطلب  

عشق پرواز بلندیست  

"عشق پرواز بلندیست مرا پر بدهید"سوخته بال و پرم فرصت دیگر بدهید
مرغ دل را که درون قفسش زندانیستبال پرواز برای دم آخر بدهید
به من تشنه ی بیچاره ی عاشق قدحی آب از زمزم و از چشمه ی کوثر بدهید
به زلیخای پریشان دل غمزده امچشم بینایی از آن بوی معطر بدهید
به دل خسته مجنون من عاشق زاریک دل عاشق دیوانه ی بهتر بدهید
در ره عشق روا نیست تن آلوده شودبهتر آنست که به من جان و دل و سر بدهید
آتش عشق اگر در دل من شعله گرفتبه دل عاشق من فرصت دیگر بدهید
#آنجلا95/8/24
https

ادامه مطلب  

 

گلچین اهنگهاي جدید و بروز رپ‌ و پاپ شاد و احساسی از طریق لینک زیر
 برای ورود به تلگرام شیراز موزیک به پیوند وبلاگ بروید و روی تلگرام شیراز موزیک کلیک کنید تا به کانال وارد شوید
                       
کانال شیراز موزیک پخش اهنگهاي جدید و گلچین از طریق لینک زیر

ادامه مطلب  

جشن قصه گویی مرکز فرهنگی هنری قروه  

محفل قصه گویی با حضور دانش آموزان پایه سوم دبستان مدرسه ساجده برگزار شد این ویژه برنامه با قصه گویی همکاران مرکز قروه ، عضو نوجوان مرکز قروه  ، کارکنان اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی ،مربی مهد کودک با قصه های . دنیا چه شکلی است ،طولانی ترین قصه دنیا ،گرگ آوازخوان ، ماجرای شیری که غمگین بود ، قصه ی کوچک بزرگ ترین سیب دنیا ،چه کسی ماه را خورد . اجرا شد .

ادامه مطلب  

ای نسیم سحر آرامگه یار کجاست  

ای نسیم سحر آرامگه یار کجاست  منزل آن مه عاشق کش عیار کجاست 
شب تار است و ره وادی ایمن در پیش  آتش طور کجا موعد دیدار کجاست 
هر که آمد به جهان نقش خرابی دارد  در خرابات بگویید که هشیار کجاست 
آن کس است اهل بشارت که اشارت داند  نکته‌ها هست بسی محرم اسرار کجاست 
هر سر موی مرا با تو هزاران کار است  ما کجاییم و ملامت گر بی‌کار کجاست 
بازپرسید ز گیسوی شکن در شکنش  کاین دل غمزده سرگشته گرفتار کجاست 
عقل دیوانه شد آن سلسله مشکین کو  دل ز ما گوشه گرف

ادامه مطلب  

تنها  

سفره هفت سین
دیدو بازدید
جشن و شادی
خبر عید را می دادند
و من تنها در کنجی نشسته ام
 
آب شدن برف ها
باز شدن شکوفه ها
برگشت پرستوها
نوید بهار را می دادند
و من تنها دور از همه
در کنجی نشسته ام
 
غم و غصه
سکوت و درد نهفته
حرف های نگفته
حضور دلتنگی را اعلام می کردنند
و من تنها بی همنفس
در کنجی نشسته ام
 
ملک الموت با هیبت بی مثالش
اجل با ترس و مخوفش
خبر مرگ مرا آوردنند
و من تنها بی یارویاور
در اتاق غمزده ی خود نشسته ام
آخرین نفس
آخرین لحظه زندگی
آخرین نب

ادامه مطلب  

تازه ها  

تازه تر از فصل شكفتنم با تو
عاشق عاشق شدنم با تو
مست و غزلخوان شده ام با تو
شادترین واژه شدم با تو
عشق تو طوفان شده در این دلم
سبزترین واژه شعر توام
من كه غزلخوان سرود توام
كاش بیایی تو شبی در برم
گوشه چشمت غم دل میبرد
ناز تو را قلب و دلم میخرد
واژه به واژه دل من تنگ توست
گوش دلم نام تو را میبرد
سخت ترین راه ره عشق توست
خانه من جای قدمهای توست
كاش كنار من و این غمزده
چشم ببیند كه فقط جای توست
دست من از دوری تو سست شد
پای دلم بسته به زنجیر توست
كاش بی

ادامه مطلب  

روستای ولش هیل  

در دوردست ها، دورتر از دیدرس تو
کرم جگر و زخم سم و کنه دنبه
از درون، گوسفندان را می خورند
گله گوسفندان در بولچ-ئی-فدون می چرخند
مثل همیشه، با ترتیبی زمانتیک
بر پس زمینه سنگ صیقلی
در دوردست ها، دورتر از دیدرس تو
خزه و لجن دودکش های سرد بخاری را پوشانده
از شکاف های در چوبی، گزنه روئیده
خانه های نانت-یر-ایرا ، خالی از سکنه
و سوراخ های سقف را اشعه خورشید حصیروار پوشانده
و مزرعه ها کم کم به علفزاری پژمرده بدل می شوند
در دوردست ها، دورتر از دیدرس تو
چ

ادامه مطلب  

 

حالِ تنهاییِ من غمزده و طوفانی ستبه دلم فاخته ای گرم مصیبت خوانی ست
در سرم طایفه ای طبل عزا می کوبندمجلس سینه زنی در حَرمی پنهانی ست
مِهر پاییز کجا بود در این شهر شلوغچارفصلِ دل من در خطر ویرانی ست
مرغ آمین که به آهی لب دیوار نشستناله سر داد که تقدیر تو بی سامانی ست
هرکه دستی به دلم زد سر ِبی مهری داشتپای هر دل زدنم کوبشِ سرگردانی ست
به سَرم هست از این شهر خودی کُش برومکه در این ورطه اگر ماند کسی قربانی ست
خالکوبی شده رفتن به همه بال و پرمهمچو آ

ادامه مطلب  

 

  هرچه هست غمزده تر عاشق من استزن خسته از تمام بشر عاشق من استمن برگ برگ برگ درختم مقابلشاو ضربه ضربه ضربه تبر عاشق من استمانند مصرعی به غزل، مثل گل به باغمانند دختری به پسر... عاشق من است!این چیز داغ چیست اگر مرد مرده است؟!این مرد مرده کیست اگر عاشق من است؟!زن حدس می زند چقدر مانده تا سقوطزن فکر می کند چقدر عاشق من استاو عاشق من است چرا، کِی، چقدر، تا،امّا، ولی، چگونه، مگر... عاشق من استفریاد می زند برو گمشو کثافت ...هرچند می رسد به نظر عاشق من اس

ادامه مطلب  

خزان  

در گلستانی ، هنگام خزان
رهگذر بود یکی تازه جوان،
صورتش زیبا ، قامت موزون
چهره اش غمزده از سوز درون
دیدگان دوخته بر جنگل و کوه ،
دلش افسرده ز فرط اندوه
با چمن درد دل آغاز نمود
این چنین لب به سخن باز نمود :
گفت : آن دلبر بی مهر و وفا
دوش می گفت به جمع رفقا:
((در فلان جشن به دامان چمن
هر که خواهد که برقصد با من ،
از برایم ، شده گر از دل سنگ
کند آماده گلی سرخ و قشنگ !))
چه کنم من ؟ که در این دشت و دمن
در همانجا ، به سر شاخه ی بید
بلبلی حرف جوان را بشنید
دید بیچ

ادامه مطلب  

تضمین غزلی از اشعارحضرت خواجه شیراز تقیم به دوستان  

 چهره از آتش می یار برافروخته بود                  خرمن صبر و ثباتم به دمی سوخته بود
دوش نشکفت لبم از لب خون بسته که یار          به یکی بوسه شیرین لب من دوخته بود
نقد هستی به همان بوسه شیرین دادم             که جز این عمر هوس باز نیندوخته بود
همه جا بوی جگر سوختهگان بود بلند                (تاکجا باز دل غمزده ایی سوخته بود )
لا کتاب ان صنم پردگی بی مکتب                      یا رب این سنگدلی ها زکه اموخته بود
دست برسینه نهادم که به تیر مژ

ادامه مطلب  

ای عجل زود برس  

ای اجل زود برس حوصله ای نیست مرا
خسته ام خواب ندارم رمقی نیست مرا
ای اجل غافل از آنی که چگونست حالم
ناجی ام باش که از حال خودم بیزارم
تو که آرامش دلهای پر از تشویشی
عذر تاخیر چه بودست ، به چه می اندیشی ؟
نکند ناخوشی و باز مریض احوالی
شایدم از نگرانی دلم خوشحالی
ور دگر هم شاید .....  مثل این غمزده ی سر خورده
فارغ از حوصله ای ، " تنهایی "

ادامه مطلب  

حال من......  

حالِ تنهاییِ من غمزده و طوفانی ستبه دلم فاخته ای گرم مصیبت خوانی ست
 
در سرم طایفه ای طبل عزا می کوبندمجلس سینه زنی در حَرمی پنهانی ست
مِهر پاییز کجا بود در این شهر شلوغچارفصلِ دل من در خطر ویرانی ست
مرغ آمین که به آهی لب دیوار نشستناله سر داد که تقدیر تو بی سامانی ست
هرکه دستی به دلم زد سر ِبی مهری داشتپای هر دل زدنم کوبشِ سرگردانی ست
به سَرم هست از این شهر خودی کُش برومکه در این ورطه اگر ماند کسی قربانی ست
خالکوبی شده رفتن به همه بال و پرمهمچو

ادامه مطلب  

دل زینب  

ای یزید این سرسر عالمین استشرمی ز خدا کناین سر حسین استقلب مصطفی خون شدفاطمه پریشان شدآه از دل زینبآه از دل زینباز کینه مزن چوببر این لب و دنداندر پیش دو چشماین غمزده طفلانبنگر به یتیمانشبر زینب نالانشآه از دل زینبآه از دل زینب
***********
جز خواندن قرآن جرم او چه باشدبا قاری قرآن این روا نباشدفکر روز عقبا کن یا حیا ز زهرا کنآه از دل زینبآه از دل زینب
************
ای یزید این سر سر عالمین استشرمی ز خدا کن این سر حسین استقلب مصطفی خون شد فاطمه پریشان شدآ

ادامه مطلب  

انواع تحریر در آواز سنتی  

انواع تحریر در آواز سنتی
تحریر:
گرداندن و غلت دادن صدا در گلو (حنجره) را تحریر گویند. به عبارت دیگر تحریر صوتي آهنگین را گویند كه از عبور هوا و ارتعاش تارهای صوتي بوجود می آید وآوازخوان بدون تلفظ حرف و كلام ، نغماتی را در حركتی از حركات الفبا ( اَ، اِ، اُ، آ، او، ای) می خواند.ویا اگر ساده تر بگوییم تحریر همانست كه عوام (افرادی كه از اصول و قوانین موسیقی بی اطلاعند)به آن چهچهه ویا زنگوله می گویند. جالب اینكه این افراد، توانایی و تسلط آوازخوان را ب

ادامه مطلب  

خودت بخور  

چند روز بود که صبح زود تا ظهر پشت خاك ریز می رفت و محور عملیاتی لشگر را تنظیم می نمود و روی منطقه تا جایی که برایش امکان داشت، کار را بررسی می کرد. هوای گرم جنوب؛ آن هم در فصل تابستان، امان هر کسی را می برید. یکی از همین روزها نزدیك ظهر بود که آقا مهدی از پشت خاك ریز به طرف سنگر بچه ها آمد و با آب داغ تانکر، گرد و خاك را از صورت پاك کرد و سر و صورتش را آبی زد و وضو گرفت و به داخل سنگر رفت. آقا رحيم که به جلسه آمده بود، با آمدن آقای مهدی سر پا ایستاد و د

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1